*****کاشکی هرگز نمی دیدم تورا...
کاش انتهای امید زندگی می توانستم فراموشت کنم...
یا شبی چون آتش سوزان دل در فراز سینه خاموشت کنم...
کاش چون خواب گریزان از دیده ام نیمه شبها یاد رویت می گریخت...
مرغ دل افسرده حال و بسته پر از دیار آرزویت می گریخت...
کاش احساس نیاز دیدنت از وجودم چون وجودت پر می گرفت...
در دلم آتش نمیزد آنگاه کاش آشب چشمهایم کور بود...
تا نسوزم در خزان آرزوها کاشکی هرگز نمیدیدم تو را...
|